کلیک کنید :
حجت الاسلام علیرضا پناهیان ماه رمضان سخنرانی مسجد دانشگاه تهران - پناهیان - حجت الاسلام استاد علیرضا پناهیان Panahian
سه‌شنبه 11 مرداد‌ماه سال 1390

حجت الاسلام علیرضا پناهیان ماه رمضان سخنرانی مسجد دانشگاه تهران

http://www.teribon.ir/base/img/2010/12/panahian.jpg

حجت الاسلام علیرضا پناهیان :

خوب نیست که آدم آخر ماه رمضان برسد و ...


متن مفصل سخنرانی بسیار زیبای استاد در ادامه مطلب


سخنرانی در مسجد دانشگاه تهران - رمضان 1426

حجت الاسلام علیرضا پناهیان*

خوب نیست که آدم آخر ماه رمضان برسد و طبق معمول حسرت فرصت های از دست رفته را داشته باشد هرچه حسرت در آینده هست، از همین الان حرصش را بخورد بهتر است و یقیناً بیشتر به آن خواهد رسید. شما الان بیشترین اهتمام را داشته باشید برای اینکه تا آخر ماه رمضان بیشترین بهره را ببرید، ؛ عارفانه بیشترین حسرت ها را بخورید. ولی دیگر آن حسرت ها جانسوز و جگرسوز نخواهد بود، بلکه آن حسرت ها خیلی لطیف و زیبا خواهد بود.

اثر حداقلی و حداکثری روزه

یکی از راه ها بسیار مهم برای اینکه از رمضان و فرصت های قشنگ آن بیشتر استفاده را بکنیم این است که:

غرض هایی که خدا از صیام دارد، از روزه دارد، این غرض ها را در آن غور کنیم و غواصی کنیم.

دل بدهیم. نه اینکه خودمان را در اختیار این عمل زیبا و شریف و نیک مثل روزه قرار بدهیم و بگوییم خوب حالا ما را ببرد دیگه، که حالا یک کاری با ما بکند، آن کاری که با ما خواهد کرد اثر حداقلی روزه است.

اثر حداکثری روزه این است که به روزه بگوییم که تو می خواهی با ما چکار کنی؟ تا تو را کمک کنیم این را می گویند، آگاهانه و عارفانه با احکام دینی برخورد کردن.

این برخورد را شما با نماز هم می توانید داشته باشید. به نماز بگویید که تو با من چکار می خواهی بکنی؟ این شبیه همان همکاری بیمار و پزشک است که می گویند خیلی وقتها پیش شرط مهم در درمان است.

کمک های روحی ما به روزه برای تأثیر گذاری بیشتر

برای اینکه از روزه رمضان که بزرگ ترین و حجیم ترین تکلیف این ماه است، کامل استفاده کنیم باید برویم از روزه بپرسیم که تو با ما چی کار داری بعد خود ما کمک کنیم روزه را، در این که این تاثیر را بگذارد.

کمک اول ما با معرفت خود ما است.

کمک دوم ما با تصدیق ما.

کمک سوم ما با تلقین ما است.

این ها کمک های روحی است. ما باید در مورد شرح مشاغلی که دین برای انسان تولید می کند صحبت کنیم. در ادارات برای هر شغلی شرح شغل(شرح وظایف) می نویسند و وظایف وجنس کارها را کنار هم توضیح می دهند و بعد می آیند براساس آن حجم کار را تعیین می کنند. دین هم برای آدم یک شرح شغلی ایجاد می کند که غفلت نکردن از آن شغلی که دین برای انسان ایجاد می کند بسیار مهم است. یکی از شغل هایی که دین برای انسان ایجاد می کند این است که ما از فکرمان در تلقین استفاده بکنیم. باید از اراده بی عمل استفاده بکنیم همانند فوتبال که می گویند فوتبالیست باید بدون توپ بدود چرا که دویدن بدون توپ در زمین به قصد فریب حریف و فضاسازی انجام می شود. اراده بدون عمل یعنی چه؟ کاری نمی خواهد انجام بدهی. اراده می کنی که هیچ کاری نکنی همین، اراده می کنی.

سجده را همه می روند آن کسی از سجده بیشتر استفاده می کند که می گوید خدایا می خواستی با سجده چی کاری با من بکنی؟ خوب ذلیل بشوم بعد به خودش موقع سجده می گوید ذلیل بشو دیگر! صورتت را به خاک کشیدی؟ خوردی؟ چشیدی؟ مزه داشت؟ چقدر بزرگ بود ببین با تو دارد چی کار می کند؟. این ها را می گویند اراده بدون عمل یعنی شما به قلب خودت به اندیشه خودت فشار می آوری تا او را به نقطه ای برسانی، بدون اینکه حرکت ظاهری انجام دهی. کار تلقین این است، کار تمرکز این است، کار توجه این است، در بسیاری از اوقات کار ذکرگفتن و فکرکردن این است.

یکی از مشاغلی که دین برای انسان تولید می کند مشغول شدن به بهره برداری از قوای باطنی بدون تجلی ظاهری درست است.

گاهی از این حرکت ها به عنوان ذکر خفی استفاده می شود مثلاً فرد برگردد به خودش بگوید: پشیمان شو، پشیمان شو، پشیمان. حالا من پشیمان شدم چی کار باید بکنم؟ کاری نباید بکنی همین پشیمان شدن امر می شود. این یکی از کارهایی است که دین داران انجام می دهند و بی دین ها نیاز ندارند که این کارها را بکنند.

البته بی دینان گاهی اوقات از روی بدبختی این کارها را انجام می دهند و به حسرت خوردن مبتلا می شوند واز این جور تلقین ها به خود می گویند ولی هیچ ثمره ای برایشان ندارد و خیلی هم نابود کننده است. از هزار گناه هم بدتر آدم را سیاه می کند.

ولی به صورت ارادی و برنامه ای، شما الان اینجا نشستید عقلانی در خودتان حس استغفار تولید کنید. از آنجایی که هستید هزار فرسخ جلوتر خواهید رفت و این با کسی که حس استغفار دارد و استغفار می کند و یک قدم جلو می رود، فرق می کند. این یکی از آن مشاغلی است که دین برای انسان تولید می کند.

یکی دیگر از مشاغلی که دین برای انسان تولید می کند نیت است، تمنا است، دعا است، درخواست است، بیرون کشیدن حقایقی از عالم هستی، برای خود از عالم نیستی که هستی تولید می کنند، کمی شبیه خلقت می ماند، کسی که خلق می کند جنسی را صنع نمی کند و نمی سازد آن که می سازد آهن، پلاستیک و...را می آورد، سرهم می کند، مونتاژ می کند و ماشین می سازد. اما کسی که خلق می کند از نیست هست در می آورد.

انسان با اراده باطنی خودش، با تمنای باطنی خودش خلق می کند، چیزی را، لیاقتی را که در خودش نیست در عالم تولید می کند. همه شما خالق هستید و نور خلق می کنید، خبر داشتید؟ شما با تمنا نور تولید می کنید، چون می خواهید، به واسطه خواستن شما، این نور در عالم خلق می شود، این یکی از شرح مشاغلی است که دینداران دارند.

با این دو تا عملیات باید از روزه بهره کشی بکنیم و به آن در اینکه به ما کمک برساند، کمک کنیم فرمود: "استعین بالصبر و الصلاه و فانها لکبیره الا علی الخاشعین ".از صبر و صلاه کمک بگیرید. از اهل بیت پرسیدند نماز را می فهمیم، صبر یعنی چه؟ مصداق صبر را بعضی وقت ها اهل بیت، روزه بیان کردند.

کمک بگیرید از نماز و روزه یعنی: نماز و روزه خودشان یک کمکی به شما می کنند شما هم از آن یک کمکی بکشید، این بهره اش خیلی بیشتر است.

چطور می توانیم از نماز بهره بیشتری بگیریم؟

چطور می توانیم از نماز بهره بیشتری بگیریم؟ می خواهی وضو بگیری یک کلمه بگو، توجه دارم به اینکه آماده می شوم، با خدا حرف بزنم. وقتی این دارم را در باطن خود می گویی، بهره تو از نماز بیشتر می شود. همین که گفتی امیداورم این نماز یک اثری روی من بگذارد، تمام شد. همین را که گفتی، توجه و تمنای بهره نماز را برای تو بالا می برد. حال اگر این بهره کشی ها از نماز و روزه در جهت اهداف از پیش تعیین شده سازندگان نماز و روزه باشد خیلی اثر دارد.

چرا بعضی ها روزه می گیرند؟

چرا بعضی ها روزه می گیرند؟ می گویند بگذار کمی خوب بشوم، بلکه خدا با من مهربان بشود و این مریضی لاعلاج ما را درست بکند. خدا لبخند می زند می گوید حالا باشد من مریضی تو را درست کنم، ولی بهره روزه این چیزها نیست، بهره مستقیم را ول کردی رفتی بهره های فرعی را چسبیدی؟! حتی اگر بخواهید با روزه از عذاب دوزخ نجات پیدا کنید، این هم قشنگ نیست. بهشت خدا را هم اگر بخواهید، این هم آنقدر قشنگ نیست.

می گویند حتی گل و گیاه را، می خواهی آب بدهی دل هم بهش بده، گل فقط آب نمی خواهد حس شما را هم می گیرد.

به خدا نماز هم اینجوری است، باید با نمازو روزه یک بده و بستان روحی داشته باشید. آنوقت خیلی بیشتر از آن بهره خواهید برد. می خواهید دعای کمیل بخوانید، این توجه و تمنا را ببینید و با دعای کمیل، با مناجات کردن شروع کنید. عین این کلمات را کمیل روزی از لبان امیرالمومنین شنیده است که این به دعا زیبایی می دهد، این زیبایی را از خود دعا تمنا کنید. اینجوری از دعا خوانان معمولی به امیرالمومنین یک قدم نزدیک ترخواهید شد و یا توجه کنید این دعا را امیرالمومنین و حضرت خضر نبی طراحی کرده اند. این معنای عمیقی دارد که به محض آنکه توجه می کنید اوضاع خیلی بهتر میشود، به همین سادگی.

روزه با ما چه می کند؟

روزه با ما چه می کند؟ روزه با ما حرف هایی می زند و آثار تربیتی خاصی دارد. خدا در آیه وجوب روزه از آثارش سخن گفت: "کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون " من روزه را بر شما واجب کردم تا این آثار تربیتی را بر شما داشته باشد :به شما تقوا بدهد.

دنیا و نیازهای ما همان چیزی است که ما را بی تقوا می کند. اگر در یک کلمه بخواهیم تقوا را بگوییم و اینکه چه طور از روزه پرهیز در می آید، این است که: خدا می گوید من جلوی نیازهای واجب و طبیعی وحداقلی وضروری تو رو را می گیرم، آدم شو. تویی که نمی توانی از نیازهای الکی خودت بگذری، من جلوی نیازهای واقعی تو را گرفتم. اگر تو به خاطر خدا از نیازهای واقعی خودت چشم پوشیدی اما آدم نشدی، دیگر با پرهیز از نیازهای کاذبی که دور و برت هستند، آدم نمی شوی.

خداوند می گوید من تو را از عادت کردن به دنیا و از انس گرفتن به بلعیدن دنیا کندم. از هر کاری که هوس تو، تو را به آن دعوت می کند جدا کردم. حالا من تو را از نیازهای واجب خودت مثل آب خوردن می کشم.

برای اینکه از دنیا کامل بگذری؟ کمی نگاهش کن، در ماه رمضان آب را بگیر، کمی نگاهش کن، نمی خورم، من برای چی نمی خورم؟، گرسنه ام چرا نمی خورم؟، هیچ کس هم نیست، خودم هستم، از من چه می خواستی ؟ می خواستی من از دنیا کندن را یاد بگیرم، با خودت حرف بزن، با خودت بگو، با خدا بگو، چشم بردار دیگر، دل بکن دیگر، ول کن، نمی میری که، افطار می رسد.

افطار را در روایات به ملاقات خدا هنگام ورود به بهشت تشبیه کردند، یک روزی افطار می کنی ، ولش کن، ولش کن، می خواهد این را یادت بدهد. روح خودت را اینجا پرواز بده، روزه از من چه خواسته، روزه از من ترک خواسته، دیگر روزه چه از من چه خواسته، پذیرفتن نداشتن ها، آقا دیگر هرچه که نداشتی بپذیر دیگر، چه طور گرسنگی خودت را تا شب پذیرفتی ؟روزه به ما یاد می دهد که هر نداشتنی را بپذیریم، روزه این را از ما می خواهد ولی اگر نداشتن های خودت را نپذیری بی تقوا می شوی. شما قناعت نفس، از این فضیلت بالاتر می خواهید، روزه مفت و مجانی آنرا به ما می دهد. خدا آب و نان آدم را در ماه رمضان قطع می کند و تو می پذیری.

خدایا وجود من در پذیرفتن همه محرومیت ها به واسطه این روزه های ناچیزی که می گیرم فربه بگردان، توانا بگردان. از روزه ماه رمضان آمدی بیرون می گویند ماشین نداری خانه نداری و تو می گویی مهم نیست در حالیکه قبل از رمضان می گفتی خیلی مهم است. خدا آب و نان ما را یک ساعتی قطع کرد ما چیزی نگفتیم ، بابا یک ساعتی بود بعد بیشتر را خوردیم اگر تو از روزه اثر و استعانت بگیری با تو همین کار را می کند. همه نداشتن ها را می پذیری. روزه پذیرفتن محرومیت ها است در روایت آمده که روزه برای این است که گرسنه شوی و از گرسنه ها یاد کنی ، نه یاد بکنی از گرسنه ها به این معنا که دلت برایشان بسوزد و به آنها صدقه دهی. به این معنا که تو خودت هم گرسنه خیلی چیزها هستی بی خیال آنها شو، پذیرش این گرسنگی یعنی پذیرش نداشتن ها.

آدم مستغنی نه زیادی خوشحال می شود، نه زیادی غمگین. روزه می خواهد ما را مستغنی کند. این را از او بگیر. اگر از روزه ماه رمضان بیرون بیایی و این ها را نگرفته باشی ضرر کردی، آنوقت روز عید فطر در خانه خدا می روی و می گویی من از روزه فقط گرسنگی آن را کشیدم و این بد است.

روزه جوان ها را برای نداشتن همسر مستغنی می کند و به آنها استغنا می دهد. نمی خواهم شهوت را بزرگ کنم اما برای خراب کردن آدم ها از شهوت بالاتر نیست، ولی می فرماید جوان ها برای مقابله با شهوت بروند روزه بگیرند. روزه یک اثر جسمی در برخورد با شهوت دارد، ولی اثر جسمی اش در مقابل اثر روحی آن چیزی نیست اما اثر روحی را هر چقدر که بخواهی می بری. روزه قرص آنتی بیوتیک نیست که تو سواد داشته باشی یا نداشته باشی کار خودش را بکند باید ازش بگیری. روزه برکت می دهد و به آدم ترک دنیا و گذشت کردن یاد می دهد، نه ترک آب خوردن و نان خوردن.

برای اینکه این ثمرات روزه پیش شما قوی شود باید کار عملیاتی هم انجام دهید، مثلا با رفیقت بحث می کنی کار به مجادله می کشد ، بگو حیف من روزه هستم و الا بحثم را ادامه می دادم. روایت است که می گوید با رفیق خودت بحث به جدل کشید، و هی آن می گوید تو می گویی، این می گوید تو می گویی، کلام را قطع کن ، نسبت به روزه بی ادبی می شود ، بی ادبی به روزه مجادله کردن است. تأدب یعنی چه ؟ یعنی ترک بدی ها است.

ادب ماه رمضان چیست؟

امیرالمومنین بلند شد صدا زد یا رسول الله ادب ماه رمضان چیست ؟ پیغمبر فرمودند: اجتناب از معاصی. وقتی خداوند می گوید آب نخور به مراتب معلوم است که عرق هم نباید بخوریم. وقتی می فرماید در ماه رمضان ذکر من را بگو یعنی یک غیبت هم نکن. تو وقتی غیبت می کنی اثر روزه را از بین می بری. در روایت می فرمایند کسی که غیبت می کند دیگر روزه در او اثر ندارد. یعنی چه روزه در او اثر ندارد ؟ یعنی تو اثر آن را کشتی. روزه ماه رمضان می تواند حب دنیا را از دل زایل کند.

روزه ماه رمضان به آدم ضعف می دهد عصرهای ماه رمضان که بهت می گویند ذکر بگو، می گویی حال ندارم ذکر بگویم در مناجات خودت نمی خواهد ذکر بگویی، بگو خدا ضعیفتم، خیلی ضعیفتم، تو هیچ وقت مثل ضعف غروبهای ماه رمضان نمی توانی این حرف را قشنگ به خدا بزنی. بگو خدا خیلی از این ضعیف تر هم می شوم "اذا بلغت الحلقوم " آنجایی که دارم جان می کنم، خیلی ضعیفتم. بگذار ملائکه خداوند اعتراض کنند، بابا تو اینقدرها هم ضعیف نیستی اگر بلند شوی می توانی چهار تا معلق بزنی. خودت را بیشتر به ضعف بزن، حرف ملائکه خداوند را گوش نده ، ملائکه اگر این چیزها را می فهمیدند آدم می شدند. برو از این ضعف زیاد بهره برداری کن.

روزه یک کار می کند تو ده برابر از آن بردار، روزه یک ترک بهت می دهد، تو دایره ترک را افزایش بده، روزه ترک آب خوردن به تو می گوید، تو استعداد ترک دنیا را به خودت بده، روزه پذیرفتن گرسنگی را بهت یاد می دهد. در ادب ماه رمضان این است که نگویی آخ، ای کاش یک چلوکبابی می توانستیم امروز بخوریم چه می چسبد این طوری اثر ماه رمضان از بین می رود. می گوید بابا ما که چیزی نگفتیم، نخوردیم که، گفتیم ای کاش یک لقمه ای می زدیم ، شوخی کردیم، نه دیگر اثرش را از بین بردی. روزه هم مثل خدای روزه ناز دارد، زود قهر می کند. رویش را برمی گرداند، برگرد به روزه بگو گرسنگی تو را می خرم، خریدارم، تشنگی تو را خریدارم. عادت داشتی ظهر غذا بخوری بگو خریدارم این یعنی نداشتن ها را پذیرفتی.

با پذیرش نداشتن ها، خدا با انسان چه می کند؟

با پذیرش نداشتن ها، خدا با انسان چه می کند؟ آنهایی که در دنیا از چیزهایی محروم بوده اند و پذیرفتند، روز قیامت خدا به آنها مقامی می دهد که تمام اولیای خدا آرزو می کنند که ای کاش ما در تمام طول عمرمان هر روز مقروض می شدیم تا کمی از مقام محرومین را پیدا می کردیم. محرومینی که پذیرفتند ندارند. خدا برای بنده ای که نیازهایی دارد اما به خدا اعتراض نمی کند خودش را تکه و پاره می کند. مثل بچه ای که برای نداشتن ها به بابا اعتراض نمی کند ، بابا برای بچه می میرد. بچه با کتانی پاره در برف راه می رود، بچه من کتانی برای تو بخرم، نه بابا . این بابا برای بچه می میرد. و خدا بنده های خودش را از این بابا بیشتر دوست دارد. یک بنده ای روزه گرفته گرسنه است، لبخند می زند، می گوید فدای گرسنگی تو، خدا خودش را می کشد برای این بنده.

نمی دانید پذیرش محرومیت چه قیمتی دارد. شما روزه گرفتید و با خیال اینجا خوش نشستید نمی دانید آن خدایی که برای شما معده آفریده و از تشنگی و گرسنگی و ضعف شما خبر دارد و آسایش تو را دوست دارد، پشت پرده برای تو چی کار کرده است؟ خودت را پیش خدا بیشتر لوس کن ، روزه گرفتی وقتی گرسنه شدی بگوخدایا هیچ اشکالی نداره فدای گرسنگی تو، من فقط خوشحالم که برای تو گرسنه بشوم،خوشحال نمی شوم از این که سر افطار، افطار باز می کنم، خوشحال می شوم برای اینکه این گرسنگی را خوب پشت سر گذاشتم، از غذاخوردن خوشحال نمی شوم، از آن مدتی که غذا نخوردم خوشحال می شوم. به همین سادگی با پذیرش محرومیت و پذیرش نداشتن می توانید بهره روزه را در خودتان افزایش دهید.

عرفا در باب روزه می گویند چرا خدا فرمود: "الصوم لی " روزه مال من است "انا اجزا " من خودم جزای روزه هستم یا فرموده است: "انا اجزا " من جزای روزه هستم. هر کاری کنی خدا پاداش می دهد. اما خدا می گوید روزه بگیری خودم را بهت می دهم، یا اینکه نه خودم خصوصی جزای تو را می دهم. بقیه را می دهم کارمندان جزا را بدهند این را خودم جزا می دهم. هر جوری معنا کنی جزای ویژه دارد و خدا فرمود: "اقم الصلاه لذکری " نماز بخوان به یاد من، نماز هم مال خداست اما خدا فرموده "الصوم لی " روزه مال من است چون روزه تنها عبادت عدمی است. در روزه هیچ کاری نمی کنید؟ هیچ، نمی خورید، نمی آشامید، یک سری کارهایی را نمی کنید. عدمی است، خدا از هرچه رنگ عدم داشته باشد بیشتر خوشش می آید. شنیدید که عرفا فنای فی الله پیدا می کنند، می-خواهند اثری از وجود خودشان نباشد جز یار، روزه عبادتی عدمی است که در آن خودت را دائما تخلیه می کنی، خدایا کاش به خاطر تو،اصلاً نمی خوردیم و نمی آشامیدیم.

روزه ماه رمضان شهادت طلبی را در انسان افزایش می دهد

روزه ماه رمضان شهادت طلبی را در انسان افزایش می دهد و اگر کسی ماه رمضان از او گذشت و شهادت طلب نشد خودش را مسخره کرده است. دستور عمومی این است که تشنگی ماه رمضان را بچش، یاد تشنگان بیفت که آب ندارند بخورند. گرسنگانی که نان ندارند بخورند. در روزه تشنگی و گرسنگی می کشی تا به یاد لبان عطشان اباعبدالله الحسین بیفتی.

چرا حسین دوست داشت این تشنگی را بچشد برای خدا؟ این عشق بازی است دیگر، ما که حالا تشنگی ما الحمدالله برطرف می شود. ما از یک عادت چشم پوشی می کنیم، گرسنگی و تشنگی ما حقیقی نیست ما عادت کردیم این موقع غذا بخوریم، نمی خوریم اینقدر خدا قربان صدقه ما می رود.

وقتی که در ماه رمضان، گرسنگی ماه رمضان را پذیرفتی قلبت مقرب می شود به قلب مقدس سیدالشهدا و پذیرشی که حسین داشت برای تشنگی عاشورای خودش و پذیرشی که زینب داشت چون آن ها معترض که نبودند.

سر افطار اگر جلویت آب جوش آوردند ، بگو فدای لب تشنه ات یا حسین.

* سخنرانی در مسجد دانشگاه تهران - رمضان 1426