کلیک کنید :
سروش؛ تئوری ساز نیست بلکه ترجمه ساز است + گزارش تصویری - پناهیان - حجت الاسلام استاد علیرضا پناهیان Panahian
سه‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1390

سروش؛ تئوری ساز نیست بلکه ترجمه ساز است + گزارش تصویری


12مرداد علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه با حضور در جمع دانشجویان حاضر در طرح ضیافت اندیشه اهمیت رسانه را بررسی کرد...



خبرنامه دانشجویان ایران: پیش از ظهر امروز  12مرداد علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه با حضور در جمع دانشجویان حاضر در طرح ضیافت اندیشه اهمیت رسانه را بررسی کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، پناهیان درباره ادعاهای اخلاقی دولت اصلاحات گفت: «در دو سال باقی مانده دولت اصلاحات من دیدم یکی از کسانیکه برای اصلاحات حکم تئوریسین را دارد ولی در شخصیت او اساسا تئوری ساز نیست بلکه ترجمه ساز است.دیدم ایشان گفته بودند که ما باید برویم دنبال جامعه اخلاق ایشان که بودند؟ آقای سروش،من تعجب کردم از حرف ایشان ، ایشان چه شد.»

متن سخنان پناهیان به شرح زیر است::

البته ما باید جای خالی خودمان را پر کنیم. ما کمی هنر خرج کنیم برای ابلاغ دین از آن همه هنری که آنها خرج می کنند برای ابلاغ پیامهای خوب و نیمه خوب موفق تر خواهیم بود. در این تردیدی نیست که ما هم باید در این عرصه وارد می شدیم مخاطبان خاص خود را گزینش کنیم ولی رفقا دقت کنیم پیامهای خوب شما با پیامهای نیمه خوب دیگران ابلاغ دارند می کنند یک تفاوت کلیدی و ما هوی دارد. این را دقت کنید. همینجا محض خبر بگویم تقریبا 90% عناصر مذهبی موجود در عرصه ای که ما الان درباره اش داریم صحبت می کنیم از همین نکته ای که ما می خواهیم عرض کنیم غافلند و 90% فعالین این عرصه از آن غافلند.

و آن این است که خیلی تفاوت است بین حرف خوبی که دیگران نقل می کنند و حرف خوبی که ما بخواهیم ابلاغ کنیم. حرفهای خوبی که آنها می خواهند تبلیغ کنند حرف های خوبی است که زهرش را گرفته اند. ابلیس با آن حرف ها مخالفتی ندارد اگر حرفهای اخلاقی است اخلاق لائیک و سکولار است. اگر حرفهای دینی و معنوی است، معنویت بدون ولایت است. معنویت غیر ولایت را ابلیس هم داشت. اگر عبادت است عبادت بی ولایت مطلق است.

پروردگار عالم به ابلیس فرمود "انی احب ان اطاع من حیث ارید لا حیث ترید" من دوست دارم آن طوری عبادت شوم که من می خواهم نه آنطوری که مورد دلخواه تو است. برگشت به خدا گفت خدایا من 2500 سال برای تو نماز خواندم آن عبادتی که هیچ کس نکرده است. با سجده کردن و مناجات در حضور خدا مشکلی نداشت. با اطاعت مطلقه خداوند مشکل داشت. الان این همه حرفهای خوبی که در بازار جهان عرضه می شود و خیلی ها با آن مخالفت نمی کنند و شما می گویید که به به چه بازار پر رونقی. این همه بازار را پر کردند. چرا ما جایگاه خودمان را در این بین پیدا نکنیم. آنها حرف های نیمه خوب می زنند و ما داریم به زمانی می رسیم که این حرفهای نیمه خوب مهمترین دشمن حرفهای خوب ما خواهد شد. دوره ی این گذشته که کسی بگوید خدا نیست. کسی بگوید این خرافه است.

کسی بگوید معنویت مخدر جامعه است. دوره معنویت های تقلبی است. پیام های خوب فیلم سینمایی ها پیام های ضدیت با دین است. چون می گویی این سریال ایشان یا اوشین دارد پیام می رساند خوب اگر قرار است با یک فیلم پیام خوب رسانده شود. یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر این وسط چه کاره اند؟ امام حسین کشته شده چون ایشان نبودند تا اوشین را بسازند.

و الا ما خودمان می فهمیم این صحبتها را و نیاز نیست کشت و کشتار شود برایش ،پیغمبر لازم نیست ، وحی لازم نیست ، اینکه خداوند متعال قرص و محکم می ایستد و می فرماید خیلی ها نمی توانند این دین را بپذیرند بخاطر این است که با بسیاری از پیزهایی که در جهان رواج دارد فرق می کند .عبودیت به معنای خاصی را دین ما تبلیغ می کنند ولایت مطلقه درون آن است.

بله روانشناسان می گویند برای آرامش خودت بنشین و دعا کن و حتی دیگران هم دعا کنند تاثیر گذار است فرق است بین حرفهای خوبی که  دیگران می زنند و آن حرف خوبی که تو می خوای منتشر کنی .

حرف تو را هر کسی نخواهد پذیرفت مگر طوری صحبت کنی که کسی ابتدا به خودش بخورد و نه سیخ بسوزد و نه کباب.

حرف ما از یک جنس دیگر است و با پیامای خوب دیگر هم متفاوت است .چرا گفتم بسیاری بسیار از افرادی که در این عرصه خوب فعالیت می کنند اما متوجه نیستند  چون در محصولات رسانه ای فرهنگی  و هنری وقتی دقت می کند و می بیند وقتی دارد حرف می زند  و می بینند حرفهای خوب می زنند حرفهای خوب از جنس حرفهایی است که دیگران هم می زنند.

در روایت است که شخصی از امام صادق (ع) معنای مروت را پرسید.حضرت پرسیدند نظر شما چیست؟عرضه داشت مروت یعنی اینکه خدا اگر نعمتی داد شکر کنیم اگر نعمتی نداد صبر کنیم.حضرت فرمودند : خوب سگهای مدینه هم همینگونه اند.بعد امام فرمودند : فرهنگ ما این است که مروت یعنی اینک اگر خدا نعمت داد بزل و بخشش کنی و اگر نداد شکر کنی.این ترجمه فرمایش پیامبر است که انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق من به مکارم اخلاق مبعوث شدم نه لای های پایین و ناله های پایین و سطوح پایین اخلاق که هر کسی می فهمد و هنگامی که فهمید چند عارضه متوجه او می شود.

یکی اینکه فکر می کند همه چیز را می فهمد و بعد فکر و بعد می فهمد اگر تبلیغ همین سطوح پایین را انجام داد و نمی داند این سطوح پاین از مکائد اخلاق است.وقتی بخواهد انسان را خسرالدنیا و الاخره بکند او را مشغول سطوح پایین الاف می کند ، در دو سال باقی مانده دولت اصلاحات من دیدم یکی از کسانیکه برای اصلاحات حکم تئوریسین را دارد ولی در شخصیت او اساسا تئوری ساز نیست بلکه ترجمه ساز است.دیدم ایشان گفته بودند که ما باید برویم دنبال جامعه اخلاق ایشان که بودند؟ آقای سروش،من تعجب کردم از حرف ایشان ، ایشان چه شد.

است که به یاد اخلاق افتاده است. شما دنبال سکولاریزه کردن جامعه بودید راحتان را بروید. دنبال اسباط حقانیت مبانی فکری لیبرالیزم و دموکراسی بئدید چه شد که دنبال اخلاق رفتید؟ بعدها ایشان در یکی از سخنرانی هایش گفته بود که متاسفانه امروز جهان به سمت معنویت دارد حرکت می کند و هر چه جهان عنوی تر شود خطر وارد شدن دین در سیاست بیشتر می شود. آدم متوجه می شود که چرا گفتن اخلاق. چون مقابل دین فقط اخلاق می تواند بایستد رئیس جمهور دولت اصلاحات هم سال آخر در چند سخنرانی گفته بود ما جامعه اخلاق می خواهیم. او از جامع مدنی شروع کرده بود که الان به جامعه اخلاق رسیده بود. جامعه هر چه معنوی تر شود با اخلاق می شود بی دینش کرد.

مواظب باشید وقتی حرف خوب زدی، این حرف خوب تو ضد دین است یا نه. آن حرفی که قرآن تعبیر به "فی قلوبهم مرض" می کند آن حرف خوب است. حرف نیمه خوب را اکثرا می پذیرد کسی دیگر نمی آید حرف از بی بند و باری  بزند. با اخلاق به جنگ با دین می آیند و ما در این عرصه و نبرد تلفات زیادی خواهیم داد. و تلفات ما هم بیشتر مربوط می شود به افرادی که فرق بین مکارم اخلاق و سطوح پایین اخلاق که از مائد شیطان است را تشخیص نمی دهند. پیامی که شما خواهید داد دشمنانی دارد. اگر پیام خوب طرفداران زیادی در جهان داشت آن پیام، آنی که باید باشد نیست و شماباید فرق این دو را متوجه باشید.

انقلاب های منطقه دارند به این دید نزدیک می شوند. ریشه و بن مایه شان دین و اسلام است ولی فضای سنگینی بر کشورهای منطقه سایه انداخته است. امیدواریم راهی که ما در این سی سال رفتیم سریعتر بپیمایند اما الان در ابتدای راه هستند. یکی از دوستان که تازه از مصر برگشته بود تعریف می کرد که میدان التحریر که روزهای اول شعارهای بعضا غیر اسلامی می دادند الان و در این اواخر شعار ها اسلامی شده تا این حد که لیبرال ها که در مقابل تفکر اسلامی قرار دارند و شعار های لیبرالی در مصر میدادند آنقدر در اقلیت قرار گرفته اند که به نشانه اعتراض به کم بودنشان میدان التحریر راترک کردند.

آن وقت وقتی به اسلام ناب رسیدند شایط ظهور مهیا خواهد شد.چرا پیام شما را تحویل نمی گیرند؟ چون پیام شما پیام خاصی است. ویژگی های پیام شما چیست؟ ما باید بدانیم چه اسلامی را قرار است تبلیغ کنیم. و این نیازمند صفای باطن است که به راحتی نمی توان آن را تشخیص داد. اگر کسی مهربان بود و لبخند زد و چهار عمل درست انجام داد آیا آن صفای باطن را دارد؟ انسان موجود پیچیده ای است سطحی نگر نباید بود.

وقتی پیام را گرفت و در این راه ماند و تا اخر ثابت قدم ماند می فهمیم ادم درستی است باید آخر او را هم ببینیم قسمت پایانی کلام من این است که اگر بنا است پیام ما را همه درک نکنند پس چه فایده ای دارد که ما حضور پیدا کنیم در عرصه رسانه

امام صادق (ع) می فرمایند:کفوا عن الناس مردم را رها کنید چرا آنها را به حقیقت ناب ولایت دعوت می کنید نگوید فرد را می خواهم دعوت کنم حیف است منحرف شود اگر شخص لایق باشد در هوا مطلب را می گیرد کسی لایق نباشد به هر برهانی برای او توضیح بدهی پس می زند.

آن مکارم اخلاق آن دین ناب حقیقتش ولایت است در روایت می فرماید ولایت مانند کبوتر جلدی است که جلد یک لانه است اگر یک کبوتر جلد یک لانه نباشد پر می زند می رود رابطه قلب لایق با ولایت مثل کبوتر جلد است و شما در این عرصه دارید این کار را انجام می دهید. یک جوان ایرانی در 1400 سال پیشبه نام حذیفه در منطقه ای از عراق استاندار بود وقتی امیرالمومنین حاکم شد نامه نوشتند به حذیفه که از جانب من از مردم بیعت بگیر. حذیفه رفت بالای منبر گفت:«مردم حق به حق دار رسید و توصیفاتی را از حضرت بیان کرد.» جوانی در همین حین پرسید حق به حق دار رسید یعنی چه؟ حذیفه قضیه غدیر  را گفت و بعد این جوان به آن بسنده نکرد و از حذیفه خواست بگوید حضرت الان کجا هستند؟ حدیفه گفت الان حضرت در راه بصره هستند و جنگ جمل می خواهد شروع شود ببینید دل لایق با یک جمله که حق به حق دار رسید چه نمی کند؟ این جوان ایراین خودش را به امیرالمومنین رساند و بعد هم در رکاب حضرت شهید شد. ما در اینجا جمع شدیم که بپرسم آیا می توان آن طرف را بزنیم. اگر کسی گفت بریم تبلیغ بگوییم کدام دین؟ فردی پیش امام صادق آمد گفت من از محبین شما هستم امام فرمودند از کدام محبین؟ پرسید مگر شما چند نوع مرید داردید؟ بگذارید وقتی کلیپ می سازید وقتی وبلاگ می زنید امام زمان بگویند: آفرین! این همانی بود که من می خواستم و الان  مهم ترین دشمن دین چیست؟

اخلاق: حال در این فضا دلهای آگاهی که آماده دریافت دین ناب هستند زیادند و ما رد بیدار کردن اینها مسئولیم به عنوان مثال دو دختر استرالیایی مسلمان شدند. یکی از بچه حزب اللهی ها می رود استرالیا و با این دو مصاحبه می کند از این دوتا می پرسد شما بخاطر حجاب مسلمان شدید می گویند نه! به خاطر چه بود؟
می گویند: ما دیدیم در دین مسلمانان کاری که به آنها گفته می شود انجام دهید می گویند حرام است. می پرسیم چرا این را انجام می دهید؟ می گویند واجب است. احساس کردیم مسلمانان دینی دارند که دستور زیاد دارد و دین ما دستور زیاد ندارد. از این دین خوشمان آمد.میل به عبودیت این دو بیدار شده است. این خیلی فرق دارد با اینکه میل به مناجات با پروردگار بیدار شده است.

این میل در بسیاری از بچه مذهبی ها فقط در کنار کعبه بیدار می شود. اکثرا مذهبی های ما وقتی می خواهند دین را تبلیغ کنند دین را تقلیل می دهند که این کاری است که طالبانیزم می کند. اولین کار شما بیدار کردن این فطرت های آماده است مانند پیامبر که تلنگر زننده بود " انما انت مذکر" در دانشگاه  اگر صد نفر تاثیر نگرفتند یک نفر تاثیر گرفت مایوس نشوید. اگر فردا کاری کردی که همه تعریف کردند بدان که کارت ایراد دارد. کار اسلام اینگونه است که همه بنا نیست درست بشوند.

همه قرار نیست آدم بشوند ولی یک روزی می رسد آن افرادی که قلبشان نورانی است پیام ما را می گیرند و بعد صدای ما بالاترین صدا می شود و دیگر صداها مسکوت می ماند."لیظهره علی الدین کله" من خبر دارم که در جلسه ای یکی از افراد ضد انقلاب گفته بود مستقیم ولایت را بزنیم. آن یکی گفته بود اصلا نمی شود طرف این آقا رفت. طرفداران خیلی خوبی دارد بعد هر چه می خواهید جایگزین او کنید و ما قصدمان این است که اینها را بیدار کنیم را دهانشان را ببندیم.